تبليغاتX
وبلاگی عالی از پوریا دشتی

وبلاگی عالی از پوریا دشتی

انواع موزیک،عکس،شعر،اطلاعات و...

عکسهایی از پوریا دشتی بازیکن تیم سرخ پوشان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 3:28  توسط پوریا دشتی  | 

عکسهای پوریا دشتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 3:23  توسط پوریا دشتی  | 

تیتراژ آغازی سریال باغ مظفر با صدای مهران مدیری

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 17:6  توسط پوریا دشتی  | 

فیلترشکن هایی برای باز کردن سایت ها و وبلاگ های فیلتر شده.امیدوارم استفاده به جا کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 17:5  توسط پوریا دشتی  | 

دانلود 29 فیلم ایرانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 16:46  توسط پوریا دشتی  | 

بدون شرح

dochahi.blogfa.com
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 15:28  توسط پوریا دشتی  | 

رزم رستم با ویروس

كنون رزم ويروس و رستم شنو        *      دگرها شنيدستي اين هم شنو

كه اسفنديارش يكي ديسك داد           *      بگفتابه رستم كه اي نيك زاد

در اين ديسك يكي باشد فايل ناب       *      كه بگرفتم من ازسايت افراسياب

برو خرمي كن بدين ديسك هان        *      كه هم نون و هم أب باشد درأن

تهمتن روان شد سوي خانه اش        *      شتابان به ديدار رايانه اش

دگر صبر و أرام و طاقت نداشت     *      و أن ديسك را در درايوش گذاشت

نكرد هيج صبرو نداد هيج لفت        *      يكي هم كپي از همان ديسك گرفت

درآن ديسک ديدش يکي فايل بود     *     بزد اينتر و آنرا اجرا نمود

به ناگه چنان سيستمش هنگ کرد    *     که رستم در آن ماند مبهوت و منگ

تهمتن کلافه شد و  داد زد            *     ز بخت بد خويش فرياد زد

چو تهمينه فرياد رستم شنود          *      بيامد که ليسانس رايانه بود

بدو گفت رستم همه مشکلش         *     وز آن ديسک و برنامهي قابلش

چو رستم بدو داد قيچي و ريش     *      يکي ديسک بوتيبل آورد پيش

به ناگه يکي رمز ويروس بافت     *      پي حفظ امضاي ايشان شتافت

به خاک اندر افکند ويروس را      *       تهمتن به رايانه زد بويه را

چنين گفت تهمينه با شوهرش        *       که اين بار بگذشت از پل خرش

دگر بار برنامه زين سان مکن       *       ز رايانه اصلا  تو صحبت مکن

قسم خورد رستم همي با شتاب      *      نگيرد دگر ديسک از افراسياب

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 15:27  توسط پوریا دشتی  | 

دانلود

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 15:23  توسط پوریا دشتی  | 

دانلود انواع برنامه

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 18:13  توسط پوریا دشتی  | 

باغ گل در اصفهان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 18:18  توسط پوریا دشتی  | 

آيا عكس موناليزا را با حجاب اسلامي ديده ايد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 18:17  توسط پوریا دشتی  | 

اس ام اس و جوک

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 18:5  توسط پوریا دشتی  | 

در وصف تیم ملی

11 نفر وارد زمين ميشوند - علي دايي که هيچ - حالا تيم ايران 10 نفره است - نصرتي هم که مهاجم حريف است - تيم شد 9 نفر - يکي هم بايد مواظب نصرتي باشد - حالا شد 8 نفر - از اين 8 نفر کريمي و مهدوي کيا و زندي مصدوم هستند - حالا شد 5 نفر از اين 5 نفر ميرزاپور ور رضايي و گل محمدي کار خودشون رو مي کنند و در واقع .. به تيم - تيم شد دو نفر که نکونام و تيموريان هستند که وسط زمين سگ دو مي زنند !!!!!!!!!

-----------------------------------------------------------------------------

كارگردن مشهور سينماي رزمي دربه در به دنبال "حسين كعبي" براي بازي در فيلم بمير فيگو

-----------------------------------------------------------------------------

مي دوني چيه؟فوتبال هم ديگه فايده نداره همون انرژي هسته اي حق مسلم ماست

-----------------------------------------------------------------------------

حالا ديگه اگه ميخواي گيتار شماعي زاده رو ازش بگير . اصلا" انرژي هسته اي رو هم ازم بگير . ولي دايي رو از تيم ملي نگير

-----------------------------------------------------------------------------

مي دوني فرق علي دايي با چوب بستني چيه؟ ...........................زياد به مخت فشار نيار هيچ فرقي ندارن

-----------------------------------------------------------------------------

علی دايی در جام جهاني 2010:

مربی ميگه بچه‌ها دونفر بايد قلاب بگيرن.دونفر هم هلش بدن که بپره... 2 نفر هم بيارنش پایين 2 نفرهم کمکش کنن تا بعد گل خوشحالی کنه!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 18:3  توسط پوریا دشتی  | 

چند تا sms با حال

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 18:0  توسط پوریا دشتی  | 

اطلاعات عمومی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 17:55  توسط پوریا دشتی  | 

مختلف

نبینی ضرر کردی بر ادامه مطلب کلیک کن
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 17:52  توسط پوریا دشتی  | 

چیستان

معما:کدام خری هم خر است هم از خود رازی؟جواب:خرازی

معما:کدام خری هم خيلی خر است و هم خيلی از خود رازی؟جواب:کمال خرازی

معما:اون چيه که مرد دست ميکنه توش زنه قش ميکنه؟جواب:جيب شلوارش

معما:اون چيه ۳ حرفه و حرف آخرش (ر) هست و موقع کار بلند ميشه ٬ کارش که

تموم ميشه دوباره کوچيک ميشه و چيزی که شما هم فکر ميکنيد نيست


معرفي به دوستان

|+| نظرات (0)

نوشته شده توسط reza در يكشنبه ۲۶ تير ۱۳۸۴ و ساعت 10:41

۶تا چيستان مال | چيستان و دانستنيها

?.قبا سبزي ازين کوچه گذر کرد - جمال خرمش ما را خبر کرد - به دل گفتم عرقچينش بدزدم - لبش خنديد و عالم را خبر کرد. سلمي اکبري، از مشهد.

--------------------------------------------------------------------------------


?. آن چيست که در دو وقت کمياب شود -گر آبتني کند تنش آب شود - گر گرم شود خسته شود تا ميرد -گر سرد شود زندگي از سر گيرد - مستانه -کرج.

--------------------------------------------------------------------------------
3. از دور مياد النگ النگ - نزديک مياد پوست پلنگ-
--------------------------------------------------------------------------------


4.آن چيست که پاو سر نداره -گرد است و دراز و در نداره-جز اسم دو جانور نداره -خربزه -----مدور گنبدي قفلي ندارد -کليد آهنين درش گشايد-ميانش يک صدي بچه برآيد -که هر بچه دو صد مادر بزايد-هندوانه-------چيست آن قلعه بي در -پوست در پوست قلعه ديگر -هر که بگشايد اين معما را -رخش از آب ديده گردد تر -پياز --------مدبر لعل ساز لعل تراشيده باز -لعل تراشيده را کنار هم چيده باز -کنار هم چيده را بنفشه پيچيده باز -بنفشه پيچيده را کنار هم چيده باز -نميدانم شايد انار باشد يا دندان يا چيز ديگر؟والله اعلم سکينه شيد اصفهاني از قزوين -با تشکر از مسئولين گرامي که صفحه چيستان را برقرار کردند.اگر جسارت نباشد خوب مي شد جلوي آن پرانتزي باز کرده و براي معماها هم استفاده مي شد . يعني بدين شکل چيستان (معما) -با تشکر فراوان -

--------------------------------------------------------------------------------


?.چيست آن لعبت پسنديده -جامه سرخ و سبز پوشيده -در ميان دو کاسه چوبين -با دو صد احترام خوابيده -جواب پسته- سنگ سفيد صخره ها -آيد به سوي سفره ها -هر که نداند نام او -مزه ندارد کام او- جواب نمک -محمود اميدي -آبيک

--------------------------------------------------------------------------------


6. آن چيست که شکل يک گلابيست، هم سرخ و سفيدو زرد و آبيست، بي جان بود و ستاند او جان، محفوظ هميشه در حبابي است، بعضي ها مصرع سوم را چنين گفته اند: بي در بود و فشاند آن نور. خوبست مسئولين گرامي صفحه اي براي چيستان و معما باز کنند. با تشکر از مسئولين و هموطنان که مطالب زيبايي مي فرستند . سکينه شيد اصفهاني - قزوين -

چوابها ....................................................

۱ ) خيار

۲ ) چيستان يخ

۳ ) چيستان سنگک

۴ ) چيستان ميوه ها و سبزيجات

۵ ) چيستان

۶

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 17:49  توسط پوریا دشتی  | 

جوکهای توپ

روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 17:48  توسط پوریا دشتی  | 

زندگی یک مرد آمريکائی:

دوست عزیز برای مشاهده این داستان روی ادامه مطلب کلیک کن
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 17:44  توسط پوریا دشتی  | 

چنتا جوک باحال

ترکه با ماشين ميزنه ۵۲ نفر روميکشه ميگيرن ميبرنش دادگاه. قاضی با تعجب به ترکه ميگه آخه تو چه جوری ۵۲ نفر رو کشتی؟ ترکه ميگه : والا آقای گازی!! من تو جاده ميرفتم ترمز بريدم اينور جاده ۲ نفر بودن اونور جاده ۵۰ نفر باخودم گفتم خوب ۲ نفر رو بکشم بهتره ديگه ، گرفتم طرف ۲ نفر اما پدر....گها فرار کردن بين ۵۰ نفر قايم شدن منم دنبالشون کردم اينجوری شد که ۵۲ نفر مردن.!!!!!!!!!!!!!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، اما خاموشش كردم!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ترکه ميخوره به ديوار کمونه ميکنه !!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه يك دونه موهم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! تركه ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه مي خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا كرد !!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ترکه با رشتيه دعواش می شه.يه چک می خوابونه زير گوشش!
رشتيه هم غيرتی می شه و می گه:(( يا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمين!
ترکه پا می شه و می گه:
((( اين خيلی نا مرديه! ۶ نفر به يه نفر!!! )))

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

يه روز يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.يکی اومد گفت : خر چند؟!
ترکه گفت : اين که خر نيست بابا غازه!!!
يارو گفت : کی با تو بود؟! با اين غازه بودم!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟
تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا یه دفعه اون دروازه بان بگيردش!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟
تركه ميگه: نه آقا! صبر كن من برم قايم شم!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

يه يارو ميره زير غلطك، تركه ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به تركه ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چي كار ميكني؟‌ ميگه: ميفروشم ميرم خارج!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به تركه ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

يك بنده خدايي كله‌ش عين كف دست بوده، فقط دور تا دور به عرض 5 سانت مو داشته! خلاصه اين بابا ميره سلموني، يارو ازش ميپرسه: چه مدلي بزنم قربان؟ ميگه: دورشو كوتاه كن، وسطشم تي بكش!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعدِ يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا!! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ش كردن!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر!
بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه!
ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تركه دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ خيلي ديگه بايد برم؟!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!!!


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تركه جلوی پمپ بنزين داشته سيگار ميكشيده، بهش ميگن: جلوی پمپ بنزین سيگار نكش.
ميگه: من جلوي بابام هم سيگار ميكشم جلوی پمپ بنزين نکشم !!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟!
يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دانشمندان يه دستگاه خر سنج ميسازن، از يك رشتيه و عربه و تركه هم دعوت مي‌كنند كه دستگاهو روشون آزمايش كنند. اول رو رشتيه آزمايش مي‌كنند،
ميگه:‌ پنجاه درصد خر. بعد رو عربه آزمايشش مي‌كنند، ميگه: نود و پنج درصد خر!
تركه خوشحال ميشه ميگه:‌ خوبه اينا از ما هم خرترن، بعد نوبت تركه ميشه، دستگاه ميگه: صد رحمت به خر!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه.
ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



به يك تركه ميگن: 2*2 چند مي شه؟ ميگه: 5 تا! مي‌گن: برو بابا، 4 تا ميشه!
ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به تركه ميگن: با ابريشم جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه!
تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره!
سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟
ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك موبايل نصب خواهد شد!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل‌! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟!‌
تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از تركه ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي؟! آبيش!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،‌ كجش ميكنه!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي كنه؟ تركه ميگه: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاب‌كارش بهش ميگه: احمق تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟!
تركه ميگه: ايلده ‌اون دفعه با فرقون بردم، اين ميله‌هاش پشتم رو اذيت مي كرد!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به تركه ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره.
تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟!
يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن.
تركه يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟
تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر.
باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده!! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن که: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه.
خلاصه مسابقه شروع ميشه،
تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره،
ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه ميره ديسكو، همة پولاشو شاباش ميده!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به ترك ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه،
فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه داشته با بچش گرگم به هوا بازي ميكرده، يهو جو ميگيردش بچشو ميخوره!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه ميره مرغداري، جو ميگيرش... تخم ميكنه!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ديونه هه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه!ديونهه ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟
تركه ميگه: اصغرِ ان‌چهره!!
كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ تركه ميگه: اكبرِ ان‌چهره!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده.
بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، تركه دستشو ميگيره،
ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به جاش فحش خواهر و مادر ميده!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟
تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 17:38  توسط پوریا دشتی  |